کتاب «پیشانی شیشه¬ای» دربردارندۀ مجموعۀ چهار داستان کوتاه در ارتباط با جنگ است که محمد طیب آن را قلم زده است. داستان¬ها پیوسته نیستند و هر کدام دارای اجزای داستانی مختص به خود هستند. داستان¬های کوتاه، همیشه مخاطب خاص خود را داشته و نویسنده با توجه به این موضوع، این کتاب را به رشتۀ تحریر درآورده است. این داستان¬ها با وجود کوتاهی اما پیام¬های زیادی را به گوش مخاطب می-رساند. ایثار و از خودگذشتگی، عوض کردن شهادت با مرگ عادی، احترام و صبوری، محبت و دلسوزی و... پیام¬هایی هستند که می¬توان از این مجموعه داستان گرفت. این کتاب در سال 1369 نوشته شده است و به دلیل نزدیکی با اتمام جنگ، تازگی و بکر بودن در آن مشاهده می¬شود. نویسنده تمام تلاش خود را انجام داده تا بتواند مخاطب تازه از جنگ رها یافته را جذب خود کند و به خوبی توانسته مخاطب را با داستان¬ها همراه کند.