داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
در اين داستان ماجرا از اين قرار است كه چند ماهي است در قصر پادشاه اتفاقات عجيبي رخ ميدهد كه باعث اخلال در كار پادشاه ميشود. شاه «آرسنام»، فردي بسيار منضبط و مقرراتي است و دوست ندارد كاري برخلاف ميلش انجام شود. ولي اين قضايا افسار امور را از دست او خارج كرده است. اولين اتفاق در يك شب پاييزي رخ ميدهد و آن اينكه قصر شاه سنگباران ميشود. اين اتفاق يك هفته متوالي و هر شب روي ميدهد، اما ماجرا به صورت ناگهاني پايان مييابد. سه روز بعد تمام زنان قصر دچار تب و هذيان ميشوند و... .