قرآن - قصهها
قرآن - قصهها
"عزراء" از پیامبران خدا بود، تورات را به خوبی میدانست و زندگی خود را وقف مطالعۀ آن و تعلیم احکامش به مردم اسرائیل نموده بود. روزی وی در گذر از سرزمینی ویران با خود اندیشید: "چگونه خداوند اهل این ویرانکده را پس از مرگشان زنده میکند؟ "پس خداوند" او را صد سال به خواب عمیقی فرو برد و او همچون مردگان مینمود. آنگاه او را برانگیخت و گفت: "چقدر درنگ کردی؟" عزراء پاسخ داده: "یک روز یا پارهای از روز را درنگ کردم". وحی آمد: "نه صد سال درنگ کردی. به خوراک و نوشیدن خود بنگر که طعم و رنگ آن تغییر کرده است و به دراز گوش خود نگاه کن که چگونه متلاشی شده است. این ماجرا برای پاسخ تو و نشانهای از معاد برای مردم است". عزراء به سرزمین خویش بازگشت و مردم، او را از معجزههایش و بازخوانی تورات شناختند.