اندرزنامههای فارسی داستانهای اخلاقی ضربالمثلهای فارسی
اندرزنامههای فارسی داستانهای اخلاقی ضربالمثلهای فارسی
کتاب مصور حاضر دربردارنده داستانهای اخلاقی به همراه ضربالمثلهای فارسی برای گروه سنی (ب) و (ج) است. روزگاری مرد دنیا دیدهای همراه با پسرش راه افتادند تا به سفر بروند. آنها نه اسب داشتند نه شتر که سوار آن شوند. از طرفی هم مجبور بودند که به این سفر بروند. آنها هنوز از شهر دور نشده بودند که نعل اسبی را روی زمین دیدند. مرد به پسرش گفت تا آن نعل را بردارد. پسرش گفت: ما اسب نداریم که این نعل به دردش بخورد و راهش را کشید و رفت.