داستانهای فارسی - قرن 14 داستانهای تخیلی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14 داستانهای تخیلی - قرن 14
در این داستان تخیلی، مینا و مادرش، "آسمان"، دعوتنامهای از سوی سرزمین ستارهها دریافت میکنند. آنها پس از رسیدن به این سرزمین، با استقبال گرم ستارهها روبرو میشوند. در این حال، ستارهای به نام "خورشید"، در غیاب دیگر ستارگان، و برای فریب دادن آسمان، ظاهر شده و پادشاه سرزمین ستارهها میشود. بنابراین خورشید، ماه و دیگر ستارگان را تحت فشار میگذارد تا مینا، دختر آسمان را به زمین بفرستند. مینا پس از رسیدن به زمین با فردی به نام "ددیبلو" آشنا میشود. ددیبلو در یکی از شبها که برای مذکرات صلح و دوستی با طرفداران جنگ، رفته بود، طی این مذاکرات، درگیر و زخمی میشود. ماه خطاب به بچهها میگوید: برای اینکه بزرگترها جنگ را فراموش کنند، شما باید گیاه فراموشی را در سرزمین ستارهها پیدا کنید و به زمین ببرید و ...