داستانهای روسی - قرن 19م. - تاریخ و نقد
داستانهای روسی - قرن 19م. - تاریخ و نقد
یوگینی واسیلیچ بازارف، نیهلیست جوان که منکر همة نوامیس اجتماعی و اخلاقی بود، با هر کس بحث می کرد. او را به زانو در میآورد و در بیان عقاید خود راسخ بود، از هیچ چیز هراس نداشت، حتی از مرگ. عشقبازی او نیز استثنایی بود، او مذهب را تخطئه میکرد. هنر، به ویژه شعر غنایی و عاشقانه را مسخره مینمود. سیاستمداران به ویژه آنان که خود را لیبرال طرفدار پارلمان میشمردند، نابخرد و دیوانه میخواند. با این حال این آدم منکر همه چیز، به یک اصل معقتد بود که اعمال ما، هر چه هست، باید سودمند باشد. این کتاب، بازگو کنندة سرگذشت و افکار ایوگینی واسیلیچ بازارف که مظهر نسل جوان در مقابل نسل گذشته روسیه است، که خواستار تغییر و تحول در چند زمینه هستند؛ از جمله القای بردگی در روسیه و عدم تعقیب سیاستمداران و دست کشیدن از سیستم استبداد مطلق. این کتاب در سال 1862 در اوج دوران آشفتگی عمیق سیاسی اجتماعی روسیه منتشر و منشاء مشاجرات شدیدی شد. محور این اثر رویارویی دونسل پیاپی دربارة اتحاد بهترین شیوة زندگی در روسیه است که عامل مهمی در رویدادهای بعدی تلقی شد.