سنجابها - داستان دوستی - داستان
سنجابها - داستان دوستی - داستان
کتاب مصور حاضر، داستاني است که با زباني ساده و روان براي گروههاي سني (الف) و (ب) نگاشته شده است. در اين داستان داني پسري شيطون و زيرک به همراه مادر و خواهر کوچکش به مهماني رفتند. در مهماني داني با پسري که هم سن او بود دوست شدند و بازي ميکردند. مشغول بازي بودند که صداي گريهاي به گوش مادر داني رسيد. با عجله به اتاق بچهها رفت و پسرکي که با داني بازي ميکرد را در حال گريه ديد.