داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«آرام»، برای فرار از ازدواجی اجباری، نزد خانوادة مادرش، که پیش از این با آنها آشنا نبوده، پناه گرفته و مدتی را کنار آنان میگذراند. اما سرانجام مجبور به تسلیم شده و با «مهرداد» ازدواج میکند. این دو از روزهای اول ازدواج با مشکلهای فراوانی مواجه هستند و مهرداد شب و روزهای اندکی را در کنار همسرش به سر میبرد. پس از فوت پدر آرام، وی مصمم به جدایی شده و هنگامی که متوجة خیانت مهرداد میشود خیلی سریع اقدام کرده و پس از سه سال، به منزل مادرش بازمیگردد. این ماجرا صدمة شدیدی بر او زده و به شدت حساس و دلتنگش میکند. آرام متوجه محبتهای بیحد «علی»، پسردایی جوانش، به خود نیست ولی با وجود این به او به شدت وابسته شده و تنها پس از فوت مادرش درمییابد در تمام این سالها، علی به او علاقه داشته و به خاطر عشق به او با هیچکس ازدواج نکرده است. آرام، پس از سالها آرامش خویش را بازمییابد و با ازدواج با علی، فصل جدیدی را در زندگی آغاز میکند.