داستانهای اجتماعی داستانهای تربیتی داستانهای حیوانات داستانهای آموزنده
داستانهای اجتماعی داستانهای تربیتی داستانهای حیوانات داستانهای آموزنده
در يك جنگل سرسبز بزرگ خرگوش زيبايي زندگي ميكرد. روزي روباهي از دور خرگوش را ميبيند و تصميم ميگيرد او را شكار كند، براي اين كار از گرگ كمك ميگيرد، آنها نقشهاي ميكشند تا خرگوش را فريب دهند؛ اما خرگوش با زيركي و تصميم درست از دام روباه و گرگ فرار ميكند.