داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
نويسنده در اين رمان از جغرافياي شهري کوچک مينويسد که مملو از بطالت و رازآلودگي است. راوي رمان نوجواني است خيالپرداز و ناآرام که در يک شهر کوچک در مرکزِ ايران زندگي ميکند. او دچار اوهامي است که با امور واقعي خلط ميشوند و خودش نيز بر اين امر تا حدي وقوف دارد اما نميتواند از آن بگريزد. خانوادهاش چندان دارا نيستند و تنها اميدش دايي عجيبش است که ديوانه تمدنِ کلاسيک يونان است و اسامي خدايانِ يوناني. پسرک از خانه چيزهاي کوچک ميدزدد و با سيگار عوض ميکند. او رؤيايي دارد که درصددِ برآورده کردنِ آن است.