داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«هانيه»، دختر نوجواني است كه يك روز صبح پيش از شروع ماه مهر به رسم عادت پدر معلمش به سلماني مردانه ميرود تا پدرش موهايش را كوتاه كند. اما پدر بازنشسته شده بود و ديگر نميتوانست به سر كلاس برود. از فرداي همان روز حال پدر هانيه تغيير كرد. هذيانهاي مكرري كه ميگفت مادر و هانيه را نگران كرده بود. كشته شدن «اسد»، فراموش كردن ظاهري هانيه و مادرش «مژگان» و... هنوز هانيه دليلي براي اين رفتار پدر نداشت. او ميخواهد تا كشف حقيقت داستان پدر را دنبال كند و... .