داستانهای تخیلی
داستانهای تخیلی
کتاب مصور حاضر داستاني تخيلي است که با زباني ساده و روان براي گروههاي سني (الف) و (ب) نگاشته شده است. اين داستان درباره يک ميمون کنجکاو و بامزه به نام «جرج» است. يک روز «جرج» و دوستش «تد» به گردش رفتند. وقتي از جلوي در سينما ميگذشتند، «تد» به «جرج» گفت که اين فيلم را نديدهاند و اگر کمي عجله کنند حتماً به اجراي بعدي فيلم ميرسند. «تد» دو تا بليط خريد و آن دو به سمت سالن نمايش رفتند. داخل سالن بوي ذرت بوداده باعث شد که «جرج» گرسنهاش بشود.