داستانهای تخیلی
داستانهای تخیلی
سرزمین هفت قلعه به خاطر داشتن هفت قلعه به این نام مشهور بود و مردمان آن با صلح و صفا زندگی میکردند. از هر قلعه موسیقی خاصی پخش میشد و هر قلعه رنگی خاص داشت. در قلعة هفتم که به رنگ بنفش بود، مردمانی با تقوا و صبور ساکن بودند. در آنجا پیر فرزانهای زندگی میکرد که بسیار کم سخن میگفت و راهنمای مردم سرزمین هفت قلعه بود. در کنار این سرزمین آباد و سبز، سرزمینی تاریک و یخزده وجود داشت که یک افعی بزرگ در آن زندگی میکرد و کسی از وجود او خبر نداشت. افعی از دور، سرزمین هفتقلعه را نگاه میکرد و آرزو داشت که روزی در این سرزمین زیبا زندگی کند. تا این که روز جشن شکرگزاری وارد سرزمین هفتقلعه شد. مردم به سوی پیر فرزانه رفتند و از او برای نابودی افعی راه چاره خواستند. این کتاب تخیلی برای کودکان گروه سنی «ب» و «ج» به نگارش درآمده است.