مرگ
مرگ
مرگ و زندگی همواره از آغاز در کانون آثار برجستة هنر و ادبیات جهان بوده است. شگفتی ندارد اگر نخستین کتابی که از تمدنهای بزرگ باستانی به دست ما رسیده است، کتاب مردگان مصر و نخستین افسانه، افسانة گیلگمش بابلی باشد که در تلاش و تکاپو برای یافتن گیاه جوانی و زندگانی جاودانی بود و کهنترین هراس یا آرزویی که از انسان آن روزگاران شناختهایم، هراس از مرگ و آرزوی نامیرایی باشد. پس میتوان درک کرد که چرا اساسیترین غایت زندگی در اندیشة بودا دستیابی به نیروانا و رسیدن به نیرویی رهاننده بود و مرگ در کیش مانی نیز آرزوی فرد پارسا و دروازة ورود به باغهای روشنایی تلقی میشود. مجموعة حاضر به معرفی رسالهها، مقالات و کتابهای مهمی اختصاص دارد که در غرب ـ از فرهنگ حماسی هومر و عصر تراژدی تا زمانة کنونی یعنی عصر پستمدرنیته دربارة نگارش انسان غربی به مرگ نوشته شده است. در این مقالات اندیشة غربی در باب مرگ در دورههای مختلف بازشناسی و به ویژه نشان داده شده است که چگونه چرخش نگرش انسان غربی در آغاز رنسانس و جنبش مدرنیته از مرگاندیشی سنت فلسفی سقراط به اندیشه در باب زندگی رسید و این تغییر نگرش چه تاثیری بر شیوة کلی زندگی مردم در جوامع غرب داشت.