داستانهای اخلاقی داستانهای حیوانات
داستانهای اخلاقی داستانهای حیوانات
این کتاب مصور ورنگی حاوی داستانی اخلاقی برای گروه سنی ب و ج است .یک روز من و بابام تصمیم گرفتیم به کنار دریا برویم .همه وسایل مورد نظر را جمع کرده و توی ماشین گذاشتیم .وقتی که وارد جاده شدیم ناگهان صدای تالاپ تالاپی شنیدم .بابام گفت: نگران نباش چیزی نیست فقط لاستیک پنجر شدهاست .خیلی نگران بودم چون لاستیک زاپاس و دیگر وسایل صندوق عقب را بیرون گذاشتهبودم تا برای وسایل کنار دریا جا باز کنم ..