فلسفه جدید فلسفه و دین
فلسفه جدید فلسفه و دین
کتاب حاضر، ريشههاي الهياتي مدرنيته، يکي از واپسين مساهمتهاي فکري در مجادله بر سر مشروعيت دوران مدرن در جهان انگليسيزبان است؛ مجادلهاي که اساساً در آلمان پس از جنگ، در دهه ۱۹۵۰، شروع شد. در اين مجادله، مخالفاني که با توسل به مباني الهياتي، خودآييني مدرنيته را مردود ميشمرند، از دو (به تعبير هانس بلومنبرگ) سلاح استفاده ميکنند: تز سکولاريزاسيون و تز مدرنيته گنوسي. مهمترين نمايندگان تزسکولاريزاسيون، کارل لوويت و کارل اشميت هستند و شاخصترين اصحاب تز مدرنيته گنوسي عبارتاند از اريک فوگلين، هانس يوناس و اريک تابس. وجه مشترک اين دو تز، بدعتآميز خواندن مدرنيته است؛ اصحاب تزاول اظهار ميکنند که مدرنيته ساختارهاي فکري خود را از قلمرو روحاني به ارث برده است و نميتواند بر پاي خود بايستد.