تجربه دینی روانشناسی مذهبی
تجربه دینی روانشناسی مذهبی
در تاریخ بسیاری از مذاهب، گرایشی در راستای ایجاد دو شاخة افراطی دیده میشود: از یک طرف، سویة «عارفانه» و فردی و از طرف دیگر سویة حقوقی و تشکیلاتی . شخصی با گرایش راستی و عمیقاً مذهبی این گرایشها را به راحتی و خود به خود با هم میآمیزد. در او شکلها، تشریفات، مراسم و دستوراتی که با آنها پرورش یافته است، به صورت تجربی ریشه دوانده و به لحاظ نمادین به پدیدههای معنادار، نمونه وار و وحدت بخش تبدیل شدهاند. چنین شخصی ممکن است حرکات و رفتاری همانند بسیاری از هم دینانش بروز دهد، امّا او هیچ گاه مانند بسیاری از آنها تا حد آن رفتارها تنزل نمیکند. بیشتر مردم تجربة ذهنی دینی را از دست میدهند یا فراموش میکنند؛ و مذهب را به عنوان مجموعهای از عادات، رفتار، اصول و اشکال تعریف میکنند که در نهایت سراسر حقوقی و اداری، عرفی و تهی، به معنی واقعی کلمه ضد مذهب میشود. تجربة عارفانه، اشراق، بیداری بزرگ، به موازات رهبر فرهمندی که آغازگر همة اینها بود، فراموش و گم یا به نقیض خود بدل میشوند. مذهب تشکیلاتی یا کلیساها، در نهایت ممکن است به مهمترین دشمنان تجربة مذهبی و تجربه کنندة مذهبی تبدیل شود. این موضوع فرضیة اصلی کتاب حاضر است.