داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
داستان، روایت زندگی مرد بازنشستهای است که یک چند از عمر خود را در مبارزات علیه نیروهای استعمارگر انگلیس سپری کرده است .او مدتی از کردستان عراق راهی ترکیه میشود، به نیروهای ((مصطفی کمال پاشا)) میپیوندد، و سرانجام از مبارزه و آزادیخواهی سرخورده شده به ایران باز میگردد و در اداره سجل احوال استخدام میشود .بدین ترتیب، داستان حاضر با روایتی از حال و گذشته، تصویری از زندگی پیرمردی بازنشسته را به دست میدهد که بهزعم خود وی جوانان، در زندگی سیاسی و اجتماعی باید از او بهره ببرند و از تجربه تلخ او در مبارزه و آزادیخواهی استفاده جویند .پیرمرد اما اینک، آنچه از گذشته خود میگوید، حقایق زندگی او نیست .برای نمونه، او از ملاقات خود با سفیر وقت انگلیس سخن به میان میآورد که در واقع، بخشی از رویاهای اوست که هیچگاه تحقق نپذیرفته است . شور جوانی و مبارزه علیه استعمار، سپس سرخوردگی و کار و زندگی یکنواخت، و در پی آن، یادکرد تجارب تلخ گذشته و سرانجام، مرگ، مضمون اصلی این داستان را تشکیل میدهد .