داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
این داستان درباره زندگی دختری به نام «ستاره» است. ستاره در یک روستا با پدر و مادر و دو برادرش «عباس» و «محسن» زندگی میکند. او 7 ساله است و در انتظار متولد شدن برادرش ميباشد. زمستان است و هوا سوز زیادی دارد، مادر ستاره از همسرش میخواهد تا قابله را خبر کند. «صنم»، قابله روستا به خانه آنها میآید اما نمیتواند کاری برای مادر ستاره انجام بدهد. پدر ستاره ماشینی تهیه میکند تا همسرش را به شهر ببرد اما در راه مادر ستاره فوت میکند. پس از فوت مادر، پدر ستاره که اعتقادی به درس خواندن دختر ندارد، دار قالیاي تهیه میکند تا ستاره هنر قالیبافی را از «زهرا خانم» زن همسایه، بیاموزد و... .