داستانهای انگلیسی - قرن 20م. شعر حماسی یونانی
داستانهای انگلیسی - قرن 20م. شعر حماسی یونانی
هزاران سال پیش در «اسپارت» پادشاهی به نام «تینداروس» حکومت میکرد دختر او «هلن» زیباترین زنی بود که تا آن زمان پا به جهان هستی گذاشته بود و همة شاهزادگان خواهان ازدواج با او بودند. هلن با فردی به نام «منلوس» ازدواج کرد و پادشاه به علّت پیری، فرمانروایی کشور را به منلوس سپرد. در آن طرف دریای «ایجیین» در شهر «تروا» پادشاهی ثروتمند و قدرتمند به نام «پرایم» زندگی میکرد. همسرش «هکوبا» وجود فرزند تازه به دنیا آمدهاش را شوم دانست، به همین علّت کودک به بیرون شهر فرستاده شد و به دست چوپانی نجات یافت. چوپان او را «پاریس» نامید. زمانی که پاریس مردی جوان، بلند بالا و زیبا شد، الههها سیبی به او دادند که وعدة داشتن زیباترین زن زیبا را به وی میداد. الههها او را از گذشتهاش با خبر کردند و پاریس نزد پدر و مادرش در تروا رفت. آنها از وعدة داده شده اطلاع پیدا کردند و امکانات لازم را در اختیار وی قرار دادند تا زیباترین زن جهان را پیدا کند. بعد از جستجو، پاریس، هلن را دید و عاشقش شد و او را در غیاب منلوس دزدید و به تروا برد. منلوس با شاهزادگان و رهبری شخصی دوراندیش به نام «ادیسه» با لشگری عظیم برای گرفتن هلن به راه افتاد و جنگ بین دو کشور درگرفت و نتایج غیرمنتظرهای به بار آورد.