جامعهشناسی
جامعهشناسی
این کتاب در اصل، نقدی است دربارهی مجموعهای از باورهایی که طی یک دورهی طولانی، تعقل عرفی جامعهشناسی به شمار میآمده است. نویسنده معتقد است که جامعهشناسی ضرورتا به صورت مستقیم با نقد اجتماعی ارتباط پیدا میکند. وی خاطرنشان میکند که جامعهشناسی نمیتواند به عنوان یک تلاش فکری محض، نسبت به پیامد تحلیلهایش که موضوع مورد مطالعهاش را تشکیل میدهد، دغدغهای نداشته باشد. بر این اساس، یکی از وظایف اصلی اندیشهی جامعهشناختی رها شدن از این محدودیتهاست. فصل نخست کتاب بررسی دستاوردها و مسائل جامعهشناسی است که در آن بحث زمینهی جامعهشناسی، تعریف و برخی نگرشهای جامعهشناسی، و موضوع ایدهپردازی جامعهشناختی مطرح میشود. فصل دوم کتاب، حاوی دیدگاههایی است دربارهی جامعه صنعتی، جامعهی سرمایهداری، و مسالهی سرمایهداری و سوسیالیسم. در فصل سوم کتاب، موضوع تقسیمبندی طبقاتی و دگرگونی اجتماعی به بحث گذاشته شده است. فصل چهارم دربارهی دولت مدرن است که شامل مباحثی در خصوص دولت و طبقات اجتماعی، دولت و دیوانسالاری، تفسیرهای انتقادی، نیز دولتها، انقلابها و جنبشهای اجتماعی است. "شهر، شهرنشینی و زندگی روزمره"، "خانواده و جنسیت" و "سرمایهداری و نظام جهانی" مباحث بعدی کتاب هستند. نویسنده در پایان تصریح میکند: "ما همچنان میتوانیم امید داشته باشیم که اگر این تاریخ را بشناسیم اجازه داریم که آن را دگرگون سازیم و یا حداقل به ما امکان میدهد که دربارهی جاودانه بودن این تاریخ اطمینان داشته باشیم و بدانیم که میتوان به آن امیدوار بود".