داستانهای تربیتی داستانهای حیوانات
داستانهای تربیتی داستانهای حیوانات
شیر پیری بود که به دلیل پیری نمیتوانست شکار کند، بنابراین حقهای برای یافتن غذا به کار برد. او به تمام حیوانات گفت که دارویی جادویی دارد که تمام بیماریها را درمان میکند. حیوانات حرف او را باور کردند. آنها برای دیدن شیر به غار میرفتند و یکی پس از دیگری توسط شیر گرسنه کشته و خورده میشدند. تا این که اسبی از فریب او آگاه شد. این داستان از مجموعه «داستانهای آموزنده از زندگی حیوانات» به دو زبان فارسی و انگلیسی به چاپ رسیده است.