داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
این داستان اجتماعی و عاشقانه با عنوان «نفس» درباره زندگی دختری بهنام «رؤیا» است که از کودکی دلباخته پسرخالهاش بوده است، اما وقتی به 18سالگی میرسد پسرخالهاش به او میگوید که رؤیا را فقط بهعنوان دخترخاله دوست میدارد و قصد ازدواج با او را ندارد. سالها میگذرد و رؤیا در بیمارستان مشغول بهکار میشود، ارتباط او با دخترخالهاش «مونا» تنها پل ارتباطی او با عشقش میباشد، اما... .