داستانهای تخیلی
داستانهای تخیلی
گروه سنی "ب "در این کتاب مصور و رنگی، ماجرای مردی به نام "مراد" را میخوانند که از راه کشاورزی امرار معاش میکند .قطعه زمین او بسیار کوچک است و او مجبور است برای تامین معاش زندگی، کارهای دیگری انجام دهد ;اما همیشه با بدبیاری مواجه میشود .تا این که یک روز در حالی که آرد اهالی را از آسیاب میآورد، باران میبارد آردها خیس میشود .مراد به ناچار به غاری پناه میبرد که ناگهان سر و کله مار خوش خط خالی پیدا میشود .او بسیار میترسد ;اما در پی آن، ماجراهایی روی میدهد و در پایان، مراد صاحب قطعه زمین بزرگی میشود .