داستانهای ژاپنی - قرن 20م.
داستانهای ژاپنی - قرن 20م.
داستان کتاب حول محور زندگی تارو، مردی حدوداً سی و چند ساله و تنها که به تازگی از همسرش جدا شده، و همسایه کمی مسنتر او، نیشی، زنی هنرمند، میگذرد. این دو در یک ساختمان آپارتمانی قدیمی در توکیو زندگی میکنند که قرار است به زودی تخریب شود. آشنایی و دوستی غیرمعمول این دو زمانی شکل میگیرد که نیشی شیفته خانهای به رنگ آبی آسمانی در همسایگی آپارتمانشان میشود؛ خانهای که پیش از این در یک کتاب عکس با عنوان «باغ بهاری» دیده است. این خانه آبی آسمانی به تدریج تبدیل به نقطه کانونی برای تارو و نیشی میشود و نمادی از چیزهایی که از دست رفتهاند، ویران شدهاند و همچنین روزنهای امید برای آیندهای احتمالی برای هر دوی آنها. شیباساکی در این نوولا به زیبایی به مضامینی چون تنهایی، انزوای اجتماعی، تغییرات و تحولات شهری، حافظه، فقدان و اهمیت ارتباطات انسانی در دنیای مدرن میپردازد.