داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
((افق خاکستری)) روایتی است از زندگی دختری به نام((لیلی)) که با گذشت روزگاری پر فراز و نشیب، سرانجام با((جلیل)) ازدواج میکند .یک چند سپری میشود و زندگی در کنار خانواده همسر، برای لیلی بسیار ملالآور میگردد .این امر زمینهساز اختلاف زن و شوهر جوان است .با این همه، این دو به زندگی خود ادامه میدهند و صاحب فرزندی میشوند .آنان سرانجام در خانهای مستقل، سکونت میگزینند و اتفاقات دیگری نیز برای آنها رخ میدهد .در بخشی از کتاب میخوانیم :زندگی در آپارتمان آن هم در کنار اتوبانی که روز به روز شلوغتر میشد در طبقه چهارم برای من و بچهها که قبلا همیشه از داشتن حیاط برخوردار بودیم به خصوص برای فرزندم عطا که روحیه حساس داشت بسیار دشوار بود، از طرفی افزایش قیمتهای خانه و ملک و زمین از ارزش پولی که دست جلیل بلاتکلیف باقی مانده بود، میکاست، ما اسبابکشی کردیم بدون این که او و یا کسی از افراد خانوادهاش که آنقدر برای آنان جانفشانی میکرد، زحمت برداشتن حتی یک جعبه را متحمل شوند ....