دایناسورها - داستان مدرسهها - روز اول - داستان
دایناسورها - داستان مدرسهها - روز اول - داستان
«پنلوپه ركس» يك دايناسور كوچك و بامزه است كه قرار است براي اولين بار به مدرسه برود. او سؤالهاي زيادي در ذهنش دارد؛ مثل اينكه همكلاسيهايش چه جوري هستند؟ يعني با او مهربان خواهند بود؟ چند تا دندان دارند؟ و ... . اما پنلوپه در اولين حضورش در مدرسه تمام همكلاسيهايش را ميخورد، اما خانم «نودلمن» معلم مدرسه فورا از پنلوپه ميخواهد تا بچهها را بازگرداند؛ اين كار باعث ميشود تا هيچكدام از بچهها با او دوست نشوند و ... .