داستانهای کردی - سوریه - قرن 20م.
داستانهای کردی - سوریه - قرن 20م.
حاج «مسلم حمزراو»، وضو ميسازد تا به نمازجمعه برود، پسر بزرگش «حمه» نيز كه با پدرش اختلاف دارد منتظر است تا پس از پدر به مسجد برود. «لونت»، پسر كوچكتر حاج مسلم قصد دارد در تظاهرات عليه رژيم فعلي شركت كند. «روشان»، دختر 12 ساله خانواده است كه مرز بين قهر و آشتي پدر و برادرش را درك نميكند. سوريه آن روزها محل تنش اعراب شده بود و حاج مسلم نميدانست بين فرزندانش كه هر كدام تفكري خاص داشتند به چه كسي پناه ببرد... اين رمان تابلوي عميقي از انسانشناسي است كه مرگ و زندگي را توأمان به تصوير ميكشد.