داستانهای کوتاه - قرن 14 - مجموعهها
داستانهای کوتاه - قرن 14 - مجموعهها
در داستان «عبور قطار از پنجره میخوانیم: زن و مرد مسافرخانهای را که کنار ریل راهآهن بود، ترک کرده و شروع به راه رفتن در برفها کردند. در آن مسافرخانه، یک سرباز خودش را حلقآویز کرده بود و این موضوع، سئوالات بسیاری را در ذهن زن به وجود آورده بود. او در طول راه، هرچه این سئوالها را در ذهنش مرور میکرد نمیتوانست جوابی برای آنها پیدا کند و بیصدا در کنار مرد راه میرفت. تا این که آنها به مسافرخانه بازگشتند. در آنجا، زن تمام سئوالات ذهنی خودش را از مرد پرسید، اما او هم جوابی برای او نداشت. این که مثلا چرا آن سرباز خودکشی کرده و حالا به جهنم میرود یا بهشت؟ و زن و مرد فقط به صدای قطار از پنجره گوش میدادند. مجموعة حاضر، دربرگیرندة برگزیدة داستانهای برخی نویسندگان استان اصفهان است که ششمین جایزه را به خود اختصاص داده است که به یک مورد از آنها اشاره شد. از جمله عنوان دیگر داستانها میتوان به ساعت، آدم برفی، بنبست، سیب سفید، کبیر و رد پا اشاره کرد.