داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
اين داستان حكايت زندگي عجيب و غريب جواني است كه در سنين بلوغ، عشق جنگزدهاي را تجربه ميكند كه بار اين عشق را تا انتها به صورت نبرد فيزيكي و رواني به دوش ميكشد. همه رويدادهاي اين داستان براساس تخيل نويسنده، اما با نگاهي به خاطرات واقعي رزمندگان و حال و هواي دوران انقلاب و دفاع مقدس نگارش شده است. در بخشي از اين داستان ميخوانيم: «احساس كردم همه دورم حلقه زدهاند، بيهوا چشمانم باز شد، نفسنفسزنان نگاهي بهشان انداختم و گفتم...».