داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
اين داستان درباره زندگي دختري به نام «لطيفه» است كه در 16 سالگي به خاطر ارتباط نامشروعي كه به خاطر دوست داشتن پسري به نام «امير» از او سر زده، مجبور ميشود پس از عقد برادرش «ساسان» با بهترين دوستش «پروانه» از خانه فرار كرده و شهرش اهواز را ترك كند. او در اين ارتباط باردار شده و صاحب فرزندي به نام «اميرعلي» ميشود. او جريان را در نامهاي براي پروانه تعريف ميكند. روزگار به سختي براي اميرعلي و لطيفه سپري ميشود؛ تا اينكه... .