داستانهای کودکان (انگلیسی)
داستانهای کودکان (انگلیسی)
«میزی»، پرنده تنبل که روی تخم خودش نشسته بود، حوصلهاش سر رفته و خسته شده بود و دلش میخواست کمی تفریح کند. او با دید «هورتون»، فیل کوچولوی مهربان از او خواست تا روی تخمش بنشیند، هورتون اول قبول نمیکرد، اما وقتی اصرارهای میزی را دید، پذیرفت. هورتون از درخت بالا رفت و روی تخم میزی نشست و میزی به سواحل دوری برای تفریح رفت و آنقدر خوش گذراند که فراموش کرد به لانهاش بازگردد. زمستان از راه رسید اما هورتون سر قولش به میزی مانده و از روی تخم تکان نخورد؛ تا اینکه... .