داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
در این رمان که به سبک نو نوشته شده مردی، خواسته ناخواسته، جنین زن و مردی آشنا و دم مرگ را بیخبر از آنها در بطن خود و دور از چشم همه پرورش میدهد و با کمک دوست پزشکش و در سختترین وضعیت روحی به دنیایش میآورد. هیچ کس از آمدن این نوزاد خوشحال نیست، جز مرد و سکوت وهم انگیز نیشدارش، که حالا راضی هم هست از جبران مافات مرگ زودرس آنهایی که او خودش را مقصر میداند و میتوانسته اتفاق نیفتد. با تولد آنام "عشق و نفرت و مرگ دفعتا بیمعنی شوند. یا نه. در هم میآمیزند و یک فقط یک معنی میشوند؛ به گونهای که هیچ کس، هیچ وقت، هیچ جا نتوانسته بدینسان تجربهاش کند.