داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
داستان حاضر، ماجرای فراز و نشیب دختری به نام «شهرزاد» است. شهرزاد به همراه پدر و مادر و برادرش «فرهاد» در تهران زندگی میکند. در طول دوازده سال تحصیل؛ او شاگرد اوّل بوده و انتظار اطرافیان از وی قبول شدن در رشتة پزشکی دانشگاه تهران است. شهرزاد در رشتة دامپزشکی قبولشده و برای جلب رضایت پدر و مادر، علیرغم میل، به خواست آنها به همراه فرهاد به شهر دیگر می رود تا ادامه تحصیل دهد. در اثر حادثهای او بینایی خود را از دست میدهد. در این زمان با پسری به نام «عماد» آشنا شده و این آشنایی منجر به ازدواج میشود. عماد به دلیل ناشناختهای از خوابیدن محروم است. این عارضه همراه با نابینایی شهرزاد باعث به وجود آمدن اتفاقهایی میشود.