داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«مهتاب» و «مرجان» دو دختر «مقدم» از خانوادهای ثروتمند هستند. والدینشان پزشک هستند و آرزوهای بلندی برای فرزندان خود در سر دارند. مرجان دل در گرو مردی خیانتکار به نام «بنیامین» نهاده است که مرد بعد از لکهدار کردن عفت مرجان او را رها میکند. مرجان با خودکشی داغ بزرگی بر دل خانواده میگذارد. در این زمان مهتاب با فردی به نام «شاهین» نامزد کرده که هر دو عاشق هم هستند. پدر و مادر برای فراموش کردن ماجرای مرجان به خارج میروند و مهتاب و شاهین در تهران میمانند. بعد از مدتی پدر و مادر بر اثر تصادفی در خارج از دنیا میروند و تنها کس و پناه مهتاب شاهین با عشق پاکش میماند. اما خانوادة شاهین که مخالف ازدواج آنها هستند با ترفندی مهتاب را به شکلی غمانگیز از زندگی شاهین بیرون انداخته و او را آواره و سرگردان میکنند