داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، جلد دوم از رمانی فارسی است که با زبانی ساده و روان و بیان جزئیات لازم نگاشته شده است. داستان با پرداخت مناسب شخصیتها و توصیف عمیقترین احساسات و افکار آنها و همچنین با بیان دقیق جزئیات صحنهها، نگاشته شده و خواننده را با خود همراه میکند. در داستان میخوانیم: ««بلقیس» و «شوکت» در گاراژ منتظر حرکت اتوبوس بودند، دو روزی به عید مانده و امان از تهران به شیراز آمده بود و حالا همراه با آمنه برای بدرقه مادرشان به گاراژ آمده بودند. «شوکت» سر در گوش «آمنه» گذاشت و گفت که اشتباه کردیم خون خودمونو کثیف کردیم».