داستانهای کوتاه
داستانهای کوتاه
کتاب مصور حاضر، داستانی کوتاه است که با زبانی ساده و روان برای گروه سنی (ب) نگاشته شده است. در داستان میخوانیم: «مثل همیشه و هر سال، «ننه پیرزن» خانه را آبوجارو کرد. حیاط و کوچه را آبوجارو کرد. سفره هفتسین را چید. رفت و پای سفره نشست تا «عمو نوروز» بیاید و «بهار» را بیاورد، بیخبر از آنکه «عمو نوروز» هم خوابش برده بود، چون دیو سرما بدن او را سست و بیجان کرده بود. صدای خرخر «عمو نوروز» به گوش «بهار» میرسید. «بهار» منتظر بود تا «عمو نوروز» بیدار شود و راه بیفتد و او را به خانه «ننه پیرزن» ببرد».