داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
مانا با چلچراغهای خانه صحبت میکند و همه و همه حاکی از این است که او تحولاتی را احساس میکند... تحولاتی از جنس همه چیز. آن چه برای او رخ داده، یک چالش ذهنی است که با آن درگیر میشود، چیزهایی را میبیند و میشنود، گویا دیگران نمیتوانند... روز اول، هیچ تغییری ندیدم و تنها علامتی که جلوی چشمانم ظاهر شد، این بود که در گوی شیشهای روی میز، حتماً یک دوربین است؛ خود را قانع کردم که نباید این چنین باشد.