لطیفههای عربی اشعب طامع، اشعب بن جبیر، - 154ق. - لطیفهها
لطیفههای عربی اشعب طامع، اشعب بن جبیر، - 154ق. - لطیفهها
روزی اشعب به بازار رفت و شروع به چرخیدن و سرک کشیدن به این طرف و آن طرف کرد. اما چون پول خیلی کمی همراه داشت، نتوانست چیز مناسبی برای خرید پیدا کند. ناگهان چشمش به زنی افتاد که از شاخههای درخت خرما سبد میبافت و میفروخت. به طرف زن رفت و گفت این سبد را بزرگتر از بقیة سبدها بباف. زن پرسید میخواهی آن را بخری؟ اشعب درجواب گفت من پولی ندارم، اما شاید کسی بخواهد آن را بخرد و به من هدیه بدهد! این داستان طنزآمیز از کتاب لطیفههای «اشعب بن جبیر» برای کودکان گروه سنی «ب» و «ج» تهیه شده است.