داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
این داستان درباره مردی است که در سفری هوایی از فرانسه به آلمان میرود. روزگارش را یکی پس از دیگری میگذراند که در شهری دختری به نام «آیزان» را میبیند و دلباخته او میشود. او پسری است که به وسعت مسئولیتش زندگی کرده است نه به اندازه محدودیت زندگیاش ،هر روز و هر شب دلدادگی میکند تا دل آیزان را به دست بیاورد و بالاخره موفق میشود، اما پس از مدت کوتاهی که از این زندگی عاشقانه میگذرد، آیزان قصد رفتن میکند و این در شرایطی است که پسر همچنان شیفته آیزان است و... .