داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، رمانی فارسی است که با زبانی ساده و روان و بیان جزئیات لازم نگاشته شده است. داستان با پرداخت مناسب شخصیتها و توصیف عمیقترین احساسات و افکار آنها و همچنین با بیان دقیق جزئیات صحنهها، نگاشته شده و خواننده را با خود همراه میکند. در داستان میخوانیم: «غروب دلتنگی است، طبق معمول باید بسترم را روی تختچه روی تراس تهیه کنم و از آنجا به تماشای اسب و پیادهروی پدربزرگ بنشینم. اسبهایی که درون اسطبل برای خوراکشان احساس بیتابی میکنند. «شیرزاد» برادرخواندهام، بهاندازه کافی یونجه تر درون آخورشان میریزد، تا اینکه مرا میبیند لبخندی روی لبهایش مینشیند دستی برایم تکان میدهد و دستی بر بالهای اسب سفید میکشد».