داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«نریمان»، در هفدهسالگی با زنی به نام «سهیلا»، که دو بار ازدواج کرده بود، زندگی مشترک خود را آغاز میکند. اما سهیلا پس از باردار شدن، از او جدا میشود و به «ابوظبی» میرود و فرزند آنها «لیلی» نیز به زنی در ایران سپرده میشود. پس از چندی نریمان با «پریدخت» ازدواج میکند و لیلی را نزد خود میآورد. لیلی طی چند بار خواستگاری تا پای ازدواج پیش میرود اما حادثهای تلخ، هریک را منحل کرده و او روحیۀ خود را از دست میدهد. تا این که در سی سالگی با مردی فهیم با نام «فریور» ازدواج میکند. اما این خوشی چندان دوام نمیآورد و او درمییابد نابارور است. بنابراین با اصرار زیاد، فریور را راضی به ازدواج با زنی به نام «شایسته» میکند؛ با این شرط که شناسنامۀ کودک به نام او صادر شود و کودک از این راز باخبر نشود. «گیتی»، فرزند فریور و شایسته، طی اتفاقاتی از همهچیز آگاه میشود و این امر مسیر زندگی همگی آنها را تغییر میدهد.