داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«سیما» دختر زیبا و فهمیدهای است که با مادر خود «زهرا» زندگی میکند. زندگی آنها از راه کار کردن مادر در خانههای مردم میگذرد تا این که مادر بیمار میشود و سیما با ظاهری پسرانه به عنوان واکسزن و مستخدم در خانة بزرگ آقای «جواهری» مشغول به کار میشود. در این فاصله با تلاش خود در دانشگاه نیز پذیرفته میشود. «سینا» و «سامان» پسران آقای جواهری از آلمان به خانه بازمیگردند. سینا پسری پرشور و شر و دقیق و زیرکی است که خیلی زود پی به هویت سیما میبرد و عاشق او میشود. اما توجه سیما به سامان به دلیل فروتنی و مهربانیاش مانع از ابراز عشق میشود. سیما نیز کمکم عاشق سینا میشود ،اما روبهرو شدن مادر با آقای جواهری و آشکار شدن نسبت آقای جواهری با سیما به عنوان پدر برای مدتی او را سردرگم و مردد باقی میگذارد.