داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
"تاریخ سری بهادران فرس قدیم"، داستان سالکی است که برای زیارت استاد از راههای صعب العبوری در زمستانی سخت عبور میکند و پس از دیدار و مصاحبت کوتاه مدت، در بهاری خوش، باز میگردد؛ اما معلوم نیست که راوی یک نفر است که در یک زمان رفته و باز گشته یا چند نفر در زمانهای مختلف به این سفر مبادرت ورزیدهاند. به هر حال اگر هم چنین باشد، همه آنها یکی هستند و یکسان به نظر میرسند. گویی یک نفر در چند زمان است که خاطرههای سفر خود را مینویسد و سخنان استاد خود را مرور میکند. قهرمان اصلی بهادر غمگین و استر اوست که گویا جنبه سمبولیک دارد، آن دو در آن جادههای تنهایی یار و مصاحب یک دیگرند. سخنان استاد به قول خود او باید فراموش شود. این سخنان ـ اشارهوار ـ یادآور سخنان عارفان کهن است و در آن اشارههای متعددی به آرا و عقاید و سخنان عارفان و شاعران کهن و حتی معاصر دیده میشود. با توجه به این که قصد این عارفان که از یک سلسله سری بودهاند، مبارزه با دیوان و تسلط بر دنیای روح و معنویت است؛ از این رو به صورت بهادرانی جنگآور نمودار شدهاند و همواره در میادین نبرد به سر میبرند. نثر کتاب ادبی و کهن است و در لا به لای آن مصراعها و ابیاتی گنجانده شده است. سبک کتاب که ظاهر صورت سفرنامه و خاطرهنویسی دارد تلفیقی از شیوههای جدید داستان نویسی و نثر نویسی کهن ادبیات فارسی است. کتاب حاوی سمبلها و تمثیلهایی است که خواننده باید آنها را برای خود تفسیرکند.