داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
در داستان کوتاه «هرکول» راوی جیرجیرکی را در قوطی کبریت محبوس کرده و این راز را تنها به خواهرش فرشته و عمّه حمیده گفته است. عمّه حمیده که یک دستش بیحس و تاکنون ازدواج نکرده، به نوبت در منزل برادرانش پرستاری میشود. این بار نوبت عمو فیروز است. یک شب راوی به همراه خانواده به منزل عموفیروز میروند. راوی به عمّه حمیده قوطی کبریت محتوی جیرجیرک را نشان داده و از او میخواهد تا آن را پیش خود نگهدارد. همان شب موقع خواب صدای فریاد عموفیروز که از گوش درد عاجز شده بلند میشود. راوی تصوّر میکند که جیرجیرک از قوطی بیرون آمده و داخل گوش عمو رفته است اماّ پس از چندی در مییابد که همان روز عموفیروز مبلغی پول را از روی زمین برداشته بوده و همین امر بلای جانش شده است. مجموعة حاضر حاوی ۴ داستان کوتاه از نویسنده است که عنوانهای آنها عبارتاند از: سیاه سوخته؛ هرکول؛ معجزه کلام و دوتومانی.