داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
داستان حاضر، راجع به مردی به نام فرهون است که زیادی بلند پرواز بود و به چیزی که هم داشت، قانع نبود. فرهون همیشه میخواست بیشتر از چیزی که هست باشد و فکر میکرد لیاقتش خیلی بیشتر از این هاست. به همین خاطر، افکار و تخیلاتش باعث شد جوونیاش رو پشت میلههای زندان بگذرونه و زندگیش را از هم بپاشونه و منجر به از دست دادن عزیزانش بشه. عاشق می شه اون هم عاشقی از جنس کاذب... عاشقی که یه تب تند و زودگذر، پشت پا میزنه به تمام زندگیش... عشقی از جنس هوس.