داستانهای کودکان و نوجوانان
داستانهای کودکان و نوجوانان
در یکی از روزهای پاییزی، «ساناز» کوچولو و مادرش برای قدم زدن از خانه خارج شدند که ساناز متوجه قاصدکی در حال پرواز شد. به زودی چندین قاصدک دیگر به پرواز درآمدند و وقتی وزش باد کمتر شد آنها کنار هم فرود آمدند و گل قاصدک را به وجود آوردند. مادر به ساناز توضیح داد که قاصدکها به دشت پر از گلهای قاصدک میروند و در آنجا گلهای واقعی قاصدک را به وجود میآورند. به همین خاطر به دشتی که قاصدکهای زیادی در آن جمع میشوند دشت قاصدک میگویند. وقتی آنها به خانه برگشتند ساناز چند قاصدک را دید که در حیاط فرود آمده بودند. او آنها را پرواز داد تا به نزد دوستانشان بروند. در این کتاب چند داستان کوتاه برای کودکان با این عناوین گرد آمده است: چکاوک تشنه؛ لاکپشتهای مرداب خشک؛ زالزالکهای عمو روزان؛ قفس کبوترها؛ زوزة گرگها و درسا کوچولو.