داستانهای حیوانات داستانهای کودکان و نوجوانان الفبا - داستان
داستانهای حیوانات داستانهای کودکان و نوجوانان الفبا - داستان
رفتار کرم خوابآلود برای همه عجیب است؛ او نه کار میکند و نه بازی. تمام روز را خواب است و یا خمیازه میکشد. روزی دگمهی جلیقهی بیبی رعنا بدون این که متوجه شود میافتد. کفشدوزک و ملخک و هزارپا کوچولو که زیر بوتهها بازی میکنند دگمه را در حال قل خوردن میببینند و به دنبال آن میروند. آنها آنقدر با دکمه بازی میکنند که خسته میشوند و کنار درختی به خواب میروند. توی باغچهی گلها، مامان کفشدوزک و خانم هزارپا و خانم ملخ بیخبر از همهجا با نگرانی به دنبال بچههایشان میگردند. اما از آنها خبری نیست. از طرفی هنگام شب بچهها از خواب بیدار میشوند و از ترس به گریه میافتند و مادرهایشان را صدا میزنند که ناگهان نوری به طرف آنها میآید. وقتی نزدیکتر میشود میبینند که کرم خوابآلود است. بچهها به کمک کرم خوابآلود به لانه میرسند. آنها فهمیدهاند که کرم خوابآلود یک کرم شبتاب است و شبها بیدار میماند تا کسی در تاریکی گم نشود.