داستانهای حیوانات داستانهای کودکان و نوجوانان الفبا - داستان
داستانهای حیوانات داستانهای کودکان و نوجوانان الفبا - داستان
توی باغچهی بیبی رعنا، حلزون کوچولویی به دنیا میآید. او خیلی زود با "کرم تپلی" و "ملخک" دوست میشود. آنها تا غروب بازی میکنند. "کرم تپلی" و "ملخک" که خسته شدهاند به لانهشان میروند تا بخوابند. "حلزون کوچولو" هم خیلی خسته است و نیز میخواهد به لانهاش برود و بخوابد. اما نمیداند لانهاش کجاست. ابتدا روی چمن نرم میخوابد، ناگهان روی چمنزار پر از شبنم میشود. او که خیس شده و از سرما میلرزد، راه میافتد تا جای گرم و خشکی برای خوابیدن پیدا کند. او در جستوجوی جای مناسب به بوتهی ریحان، گل سوسن و بوتهی نسترن سر میزند اما هیچ یک از آنها جای مناسبی برای او نیست. سرانجام لاکپشت ماجرا را میفهمد و میگوید: "تو بهترین جا را باری خوابیدن داری" از آن پس حلزون درون صدفش میخوابد. این کتابچهی مصور و رنگی به آموزش حرف "ن" در قالب داستان اختصاص دارد.