داستانهای حیوانات خجالت در کودکان
داستانهای حیوانات خجالت در کودکان
در اعماق جنگل یک فیل کوچولو زندگی میکرد، که بسیار خجالتی بود. او دوستی نداشت و به همین دلیل غمگین و افسرده بود. یک روز مادر مهربانش، که دلواپس او بود، فیل کوچولو را وادار کرد به دنبال خرس کوچولو برود. او با ناراحتی به راه افتاد و مدتی بعد به مهمانی بزرگی رسید که در آن سوی جنگل با تدبیر مادرش برپا شده بود. کمی بعد فیل کوچولو دیگر تنها نبود. این داستان در قالب شعر در کتاب حاضر به چاپ رسیده است.